رفاقت ٬ سياست٬ صداقت ! ! !

خامی و ساده دلی شيوه جانبازان نيست  ...

طبق معمول که دلم ميگيره ميرم سراغ حافظ ...

سلام نکرده جوابم و ميده ! ! !

خامی و ساده دلی شيوه جانبازان نيست ...

جانبازی ؟

پاکبازی ؟

خوب باش ولی شيوه پاکبازی  خام بودن و ساده بودن نيست ....

به نظرت توی قرن ۲۱ صداقت چقدر ارزش داره ؟

شايد بگی هيچی  ...

شايد بگی يکم ....

شايد بگی بستگی داره ...

شايد بگی صداقت تو هر زمانی با ارزشه ...

حالا کذشته از همه اينها اگه توی  زندگی شيوه فرزند آدم و به سبک هابيل رو انتخاب کردی و صداقت رو سر مشق زندگيت کردی به نظرت چند درصد ( ٪ ) از کسانی که باهاشون سر و کار داری جنبه شنيدن حقيقت رو دارن ؟

نميخوام بهش يه درصد معلوم رو اختصاص بدم ولی خيلی کمن ... خيلی

توی دنيای ما اگه کسی باهامون بد تا کرد ٬ اگه سرمون کلاه گذاشت ٬ اگه پدر سوخته بازی در آورد ميگيم اوه اوه اوه بايد مواظب اين باشيم ... يه جورايی هواشو داشته باشیم ... چميدونم بهش باج بديم تا پرش به پرمون نگيره ...

ولی اگه کسی باهامون خوب بود ٬ کاری داشتيم بی هيچ چشم داشتی انجام داد ٬باهامون صادقانه رفتار کرد ميگيم اِ اِ اِ اين عجب خره خوبيه بهتره تا جای که ميشه بشينيم روشو ازش سواری بگيريم ...

و اينجاست که ديگه صدای خواجه شيراز هم در مياد و ميگه :

خامی و ساده دلی شيوه جانبازان نيست ...

بله ... رفاقت با صداقت قطعا چيزه بدی نيست ولی رفاقت با سياست مطمعنا بهتر خواهد بود . چون سياست همچون شمشير دو لبه برانی هست که يکی برای مقاصد خوب بکار ميره و يکی برای موارد بد ...

سياست در رفاقت و رفتار های اجتماعی نه تنها بد نيست بلکه اکثر مواقع موجب جلو گيری از بروز  ناراحتی ها و مشکلات و سوء تفاهمات روزمره ميشه ...

پس خوشا به حال اون کسانی که رفاقتشون عينه سايستشون و سياستشون عينه رفاقتشونه !!!

اين ديد و تجربه ای بود که در سن ۲۱ سالگی از زيستن در جامعه ايران قرن ۲۱ بدست اوردم در رابطه با  ابراز  عنصر صداقتی که در وجودم هست و فکر ميکنم اين مطلب به راحتی برای خيلی از افراد قابل تعميم باشه .

 

/ 67 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یوسف* A LiTtLe StAr in the BiG sKy

سلام به محمد عزیز::خوبی خوشی سلامتی؟؟!::خبری ازت نیست!قهری؟!!::من به روزم...خوشحال می شم حضورتو ببینم...Happy Valentine's Day:::ستاره ای باشی

نازنين

بسيار زيبا و خوندنی بود . اينجا يکی از وبلاگهايی که نوشته هاش علاوه بر اينکه ميخونم بعضی اوقا ت يادداشت ميکنم . گاهی هم برای بقيه تعريف ميکنم . موفق و پيروز باشی محمد جان . /////// اگر بگــذاری کمی برای يافتن يکديگــر وقت بگـذاريم ... منتظرم

parmid

سلام...ممنون از حضورت...اپم و منتظر...بيا يه آب و هوايی عوض کن...مرا درياب...

نازنين

ای خدا دست رو دلم نذار که از اين دوستی با سياست و اين شمشيره دو لبش خونه.......

Brightness

ينی شما انقد آدم مهمی (!) هستيد که انقد دير آپ ميکنيد؟(حالا چه ربطی داشت ؟)

صبا*****

سلام..ميدونی بعد از يکسال بيشتر ه که ۲باره اومدم به پرشين بلاگ.اما ببين چه بامعرفتم.من صبا هستم.يادمه هم ماهی بوديم.شما ۱۲و من ۲۵.من فکر ميکنم چندنفری که دوست نداشتم وبلاگم رو داشته باشن اونو دارن و برای همينم يه آدرس ديگه برای خودم ساختم بعداز يکسال و چند ماه اولين جايی که سرزدم اينجاست.ميدونی ازچی خوشحال شدمُ ازاينکه برام جالبه که بعد از ۱ماه و نيم همين امروز اومدی که منم اومدم و باز خوشحال شدم برای شما که هرروز اينقدر مراجعه کننده داری که تازه ۲ماه نبودی اينهمههههههه نظر دادن. قدر دل اين دوستهای خوبی که هرروز ميان سراغت و بيشتر بدون حداقل با بيشتر آپديت شدن.خوشحالم که مينويسی هنوز .موفق باشی

memol

به قول اين دختر من يعنی اينقدر آدم مهمی هستی که دير به دير آپ می کنی؟ ... يه پست قبلی قرار وبلاگی!

سايه

بسيار جالب بود بااين که خيلی عجله داشتم برات نوشتم من ضحاک مار بدوش هستم مارهای من دردند ديگران هراسانند از آنکه مبادا مارهای من آزارشان دهند اما خوراک آنها مغز گند زده‌ی من است آنقدر مرا ميخورند که با درد يکی شوم مدتی بود احساس می‌کردم برای پر کردن خلاء تنهايی می‌تونم آدمها را گزينه مناسبی برای هم‌صحبتی بدانم اما نمی دانم چگونه آنها خيلی زود از من گريزان می‌شوند؟الان مدتهاست که ديگر اجازه نمی‌دهم که ازدرد ناله کنم او را درون خودم محبوس کردم اما چرا هنوز انسانها از من هراسانند؟اين درد مرا رها نمی کند تا زمانی که با او يکی شوم.دوست دارم آنهايی که مرا ديده و از من گريزان شدن بگن که در من چه ديدند و من چقدر زشت و گناه کار بودم که اينگونه تنفر خود را ابراز کردند؟

سايه

www.Mardoman.com قربونت تا بعد فرشته کوچولوی بی بال