ت ق د ی ر . . .

شاید ما

عروسکهای کوکی

یک تقدیر بوده ایم !

۱۹:۰۵                       خیابان دولت ـ محسنیان

پ.ن ::: خوشبختانه یا متاسفانه اش رو نمیدونم ولی هنوز دارم نفس میکشم ...

/ 19 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
---

دیگه نیستی محمد... کجایی اخه ... موبایلت هم که قطه

ستاره

---

سلام ... خیلی دلم واست تنگ شده خیلی بیمعرفت شدی ممد ... این تاثیر اب وهواست دیگه اره ؟؟

حرمت

کجايی تو بی معرفت؟

داود(خورشيد نامه)

سلام ديگه کم کم دارم از زنده بودنت نااميد ميشم نکنه زن گرفتی!!!بیچاره ..بی زبون..!! امروز رفتم توی ارشو ياداشتهای مرداد ۸۳ از همون پستای اول ياداشتات و خوندم.. يادش بخير اگه از برزخ برگشتی اعلام وجود کن مخلص همه مرده ها هستيم

خزان

السلام علیک... شمارتو گم کردم وگرنه خبرت میکردم تا بهم تبریک بگی

خزان

البته ببین هنوز هم دیر نشده بدو بیا تا شیرینی تموم نشده بهم تبریک بگو

داود

سلام.. ومن همچنان به شکل نستوهی منتظرم که برگردی

محمد

اين که هنوزز زنده ايم هم خوشبختانه داره هم متاسفانه دوتاش با هم